سلام دوستان به وبلاک جمشید برهانی خوش آمدید

شخصیت چیست؟ - قلب فانوس
X
تبلیغات
زولا

شناخت رفتار وشخصیت انسان، چیز تازه ای نیست برخی براین باورند که تاریخ تفکر مورد رفتار وشخصیت، به اندازه طول عمر انسان ها است. زیرا اولین چیزی که برای انسان مطرح بود، رفتار او بوده است. علاقمندی به بررسی شخصیت مورد توجه فلاسفه، ادیان، مذاهب، ادیبان وشاعران بوده است اما با پیدایش روش های علمی تقریباً اعتبار روش های قبلی برسر آمد انسان امروز با مسایل ومشکلات عده ای روبرو است. که بررسی این مسایل یک روش دقیق وحساب شده ای را طلب می کند واین روش، همان روش علمی است.

ریشه های علم روانشناسی را باید در روم ویونان باستان جستجو کرد فلاسفه روم ویونان سوالاتی را درمورد شخصیت مطرح می کردند.

که آن سوالات با مشابه آنها، امروز توسط روان شناسان مطرح میشود. اما بررسی رفتار به شیوهء علمی وتجربی درسال 1879، توســط دانشـــمـند آلمــانــی « ویلهم وونت » پایه گذاری شد ازاین تاریخ به بعد، روانشناسی به شعبه های گوناگون تقسیم شد. که هردسته ازآن به بررسی موضوعات خاصی مربوط است. یکی از عوامل که موجب رشد تدریجی روانشناسی به عنوان یک علم شد.

مطالعه شخصیت انسان بود. یکی از اهداف اصلی واولیه روانشناسی شخصیت این است که بداند انسان چگونه وچرا بشکل خاصی عمل میکندوبرای بررسی این هدف از روش های علمی استفاده میکند...

روان شناسی شخصیت یک رشت جدا ومستقل از سایر رشته های روانشناسی است. وبه این دلیل با سایر رشته ها خصوصاً روانشناسی موضعی وروان شناسی بالینی تفاوت دارد.

موضوع اصلی روانشناسی شخصیت بررسی رفتار های غیر عادی نیست واین موضوع مورد علاقه روان شناسان مرضی وبالینی است.

اصطلاح شخصیت ازکلمه لاتین "برسونا" به معنی نقاب اخذ شده است. در یونان با ستان بازیگران به هنگام نمایش ماسکی را بصورت خود می زدند وازطریق آن نقش واقعی خود را که درارتباط با همان نقاط بوده است ارائه میدادند مردم نیز سعی دارند. رفتار خود را مطابق خواسته ها وانتظارات اجتماعی بروز دهند.

اما شخصیت درمعنای علمی به این ساده گی قابل تبین نیست. زیرا شخصیت یک مفهوم انتزاعی است که از طریق انسجام وهماهنگی مجموعه ای از خصوصیات معنا پیدا میکند. این خصوصیات عبارت اند از عواطف وهیجانات انگیزه ها افکار تجارب وادراکات.

روانشناسان شخصیت براین باروند که روش های علمی درآینده خواهند توانست بسیاری از پیچیدگی های رفتار وماهیت انسان را روشن کند وبا دست یابی به واقعیات وجود انسان بتواند مردم را در هر چه بهتر زندگی کردن یاری نماید. روشهای روان درمانی وانواع برنامه های ویژه یادگیری نمونه ای ازکاربرد روانشناسی شخصیت در کمک به انسانهای امروز درآینده است.

شخصیت تنها شامل جنبه های ظاهری رفتار نیست بلکه معنای واقعی شخصیت چندین بعدی است واین ابعاد شامل فرایند های درونی وذهنی است که افراد را وادار به انجام رفتار معینی میکند به همین دلیل هریک از نظریات موجود در روان شناســـی شخـصیت تعریف ویژه ای از شخصیت ارائه میدهند برای نمونه « را جرز» در تعریف شخصیت از اصطلاح "خود" استفاده میکند. ویا« اریکسون » به "هویت" اشاره میکند از نظر او شخصیت آن چیزی است که در طی  مراحل وبر بحرانهای رشد حاصل میشود.

هراندازه موضوعی از پیچیدگی بیشتری برخوردار باشد، تعریف آن موضوع دشوار تر میشود ویکی از موضوعات پیچیده شخصیت است. به این دلیل پیچیدگی موجود در شخصیت تعریف آنرا دشوار کرده است وتاکنون تعاریف بسیاری از شخصیت ارائه شده است.

این تعاریف را به چهار دسته تقسیم کردند.

1-  تعاریف که روی فردیت ویگانگی افراد تأکید میکند. دراین تعاریف شخصیت شامل خصوصیاتی است که افراد را از یکدیگر متمایز میکند، بنابراین تأکید روی تفاوتهای فردی است.

2-  تعاریفی که برساختار ها وسازه های درونی وفرضی تأکید می ورزند. دراینگونه تعاریف رفتار های آشکار، بخش کمی از تعریف را تشکیل میدهد. به عبارت دیگر دراین مفهوم شخصیت شامل انتزاعاتی است که این انتزاعات ازرفتار های آشکار ومشاهدات رفتاری اخذ شده است.

3- تعاریفی که روی الگوهای رفتار تأکید دارند، دراینگونه تعاریف فرض میشود که شخصیت به طور نسبی درطی زمان ثابت می ماند. وتداوم می یابد. این ثبات در الگوهای رفتاری ازمکانی به مکان دیگر واز زمانی به زمان دیگر ثابت باقی می ماند. برای مثال: اگر فردی رقابت جواست، این حالت هم در طول زمان ثابت است ( از کودکی تا بزرگسالی) وهم درمکان های متعدد خود را به اشکال گوناگون نشان میدهد؛ مثلا: اگر این فرد در مکان های ورزشی تمایل به رقابت بادیگران را دارد. در محیط آموزشی ودر امور درسی نیز رقابت جو خواهد بود.

از دسته بندی فوق این نتیجه حاصل میشود که تعاریف ارائه شده از شخصیت یک زیربنای نظری دارد ونمیتوان گفت که تعریفی درست وتعریف دیگر غلط است. اما میتوان با درنظر داشتن ملاکهایی به ارزیابی این تعاریف پرداخت.

درابتدا این موضوع که تحقیق در علوم از اهمیت ویژه ای برخوردار است میتوان گفت تعاریفی مفید است که منجر به انجام تحقیق شود وبتوان آن را به شیوه علمی بررسی کرد تعاریفی که بسیار انتزاعی باشد ونتوان دردنیای عمل آن را اندازه گیری ومشاهده کرد اهمیت کمتری ازتعاریف عملی دارد.

برگر (1992) تعریف ساده ای را از شخصیت ارائه داده است که درعین سادگی وکوتاه بودن، با اهمیت به نظر میرسد. او درتعریف شخصیت مینویسد: شخصیت عبارت است از الگوهای با ثبات رفتار که از درون افراد برمی خیزد.

این تعریف ساده را میتوان در ابعاد گوناگون مورد بررسی قرار داد.

اول اینکه شخصیت شامل رفتار های با ثبات بوده واززمانی به زمان دیگر واز موقعیتی به موقعیت دیگر ثبات خود را حفظ میکند. ویژگی دیگر این تعریف این است که بیان میکند رفتار با شخصیت از درون انسان برمی خیزد این به آن معنی نیست که عوامل بیرونی تأثیری روی شخصیت ندارد. والدین، کودکان خود را برای اهداف خاصی تربیت میکنند. وهرجامعه ای الگوهایی خاصی دارد که از اعضای آن جامعه انتظار میرود.

بهترین کدهای موزیک و بهترین دانلودها در مینوس